چرا هورامیگری خطرناک است؟
-
تاریخ: 1401/2/2 ساعت: 21:32
پیش از پس، شاید و باید اشاره داشت که سخنگفتن در این باب، نیازمند ژرفکاوی و ظریفباوری اندیشه است. قلمفرسایی نگارنده، صرفاً از باب اندیشهنگاری شخصی است، بنابراین با چنین رویکردی، باب انتقاد بر روی خوانندهی گرامی باز، و البته فراخ است. برای دوستان غیر آشنا با زمینهی بحث، چند پیشدرآمد نیا
چرا سفر؟
-
تاریخ: 1395/12/16 ساعت: 20:03
دستآوردها، فصل پایانی سفرنامهی نسیم صبا (ایرانگردی و سفر به ترکمنصحرا) گاهی بهعنوان مصداقی از «لَقَد خَلَقنَا الاِنسانَ فِی کَبَد»، آدمی از خود و هر آنxadچه در پیرامونش است، خسته میxadشود. اساساً این خستگی نیز، وجه و تعبیری از «خُلِقَ الاِنسانُ ضَعِیفَا» تواند باشد، چرا که بنا به همین ضعف خود، خیلی ...
بیشهی اندیشه
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 3:50
یادمان سفر تفریحی جمعی از بچههای دانشکده نفت اهواز به «آبشار بیشه» در لرستان 8و9 خرداد 1393 درآمد اگر از خصلت انصاف به دور نباشیم، قطع به یقین با نگاهی هر چند گذرا به پهنهی تاریخ و سیر تمدن بشری، به راستی در بسیاری از مواضع دچار شتابزدگی نخواهیم شد، بلکه صبورانه منتظر میمانیم. شاید بسا وقت پیش آید ک...
ساقی ...
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 3:50
حسن مهرویان مجلس، گر چه دل میبرد و دین/ بحث ما در لطف طبع و خوبی اخلاق بود رشتهی تسبیح اگر بگسست، معذورم بدار/ دستم اندر ساعد ساقی سیمینساق بود ...
این نیز بگذرد ...
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 3:50
تا کی کِشَم جفای تو، این نیز بگذرد/ بسیار شد بلای تو، این نیز بگذرد آیی و بگذری به من و باز ننگری/ ای جانِ من فدای تو، این نیز بگذرد هر کس رسید از تو به مقصود، و این گدا/ محروم از عطای تو، این نیز بگذرد آیم به درگهت، نگذاری که بگذرم/ پیرامن سرای تو، این نیز بگذرد بگذشت آنکه دوست همی داشتی مرا/ دیگر ...
به یاد ترم دوم ـ [کلاسنوشت برقی] [1]
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 3:50
وضعیت «دقیقاً حال حاضر» من تشابه جالبی با ترم دوم دارد. یادم است ترم دوم، بهکلی افسار درسنخواندم ول بود و شد. شبها خیلی دیر میخوابیدم، افکار تازهی بزرگی در سر داشتم، تازه با بعضی از بچهها اخت (رفیق فابریک) شده بودم و کلی از اوقات را با هم بودیم و اتفاقاً خوش هم بودیم. این نامنظمیها باعث شده بود که د...
«دردسر» از نوع «درد» «سر» ـ [کلاسنوشت برقی][2]
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 3:50
امروز اولین روز سحرخیزیام بعد از برگشتنم به اهواز بود، چرا که تأثیر قرصها به گونهای وحشتناک بود که تا لنگ ظهر بیهوش میخوابیدم! و حال که آنها را ترک کردهام، شاید دیگر بتوانم صبحها را ـ و لو به خاطر میانترمها ـ بیدار شوم. راستی! دفعهی قبل خواستم دربارهی برخورد برقیها بنویسم، که دیگر روی آن تکه کاغذ بی...
این نیمساعت ـ [کلاسنوشت برقی][3]
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 3:50
دیشب به صورت اتفاقی به کلمهی «ساخلو» در متنی بیربط برخوردم. کلمهای که برایم آشنا بود و احساس میکردم قبلاً آنرا دیده بودم. درست است، خودش بود، همان کلمهای که در نامهی «سیدعبدالله بلبری» به «یاورجعفرخان ثقفی»، فرماندهی لشکر پهلوی سنندج بود و من بهوقت تصحیح نامه، در معنی آن مانده بودم و یک علامت سؤال ک...
من و برادرزادهام!
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 3:49
ماجرا به چند ماه قبل، و البته چند سال قبل برمیگردد ... دوران کنکور بود و حسوحال خاص خودش. هنوز چند ماه از ازدواج برادرم نگذشته بود که متوجه شدیم عین شیر غرّان، مردانگی خودش را به رخ بقیه کشانده است. بله، کار را یکسره کرده بود و همان اول کاری، عین زنندیدهها که چه عرض کنم، روی خروس را هم سفید کرده بود...
برکهی بکر هوود
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 3:49
برکهی زیبای "هوود"، در کردستان، سروآباد، هورامان، منطقهی تفریحی هوود.